تبلیغات
عطر گل یاس - در ذکر جمله اى از خصائص حضرت صاحب الزمان علیه السلام
عطر گل یاس
الهم عجل الولیک الفرج

فصل دوم : در ذکر جمله اى از خصائص حضرت صاحب الزمان علیه السلام است
اول ـ امتیاز نور ظل و شبح آن جناب است در عالم اظله بین انوار ائمه علیهم السلام ، چنانكه در جـمـله اخـبار معراجیه و غیره است كه نور آن جناب در میان انوار ائمه علیهم السلام مانند ستاره درخشان بود در میان سائر كواكب .
دوم ـ شرافت نسب ؛ چه آن جناب داراست شرافت نسب همه آباء طاهرین خود را علیهم السلام كـه نـسـبـشـان اشـراف انـسـاب اسـت و اخـتـصـاص دارد بـه رسیدن نسبش از طرف مادر به قـیاصره روم و منتهى مى شود به جناب شمعون الصفا وصى حضرت عیسى علیه السلام كه منتهى مى شود نسبش به بسیارى از انبیاء و اوصیاء علیهم السلام .
سـوم ـ بـردن دو ملك آن جناب را در روز ولادت به سراپرده عرش و خطاب حق تعالى به او كـه مـرحـبـا بـه تـو اى بنده من براى نصرت دین من و اظهار امر من و مهدى عباد من ، قسم خـوردم بـه درسـتـى كـه مـن بـه تـو بـگـیـرم و بـه تـو بـدهـم و بـه تـو بـیامرزم الخ .
چهارم ـ ( بیت الحمد ) : روایت است كه از براى صاحب این امر علیه السلام خانه اى است كه او را بیت الحمد گویند و در آن چراغى است كه روشن است از آن روز كه خروج كند با شمشیر و خاموش نمى شود.
پنجم ـ جمیع میان كنیه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم و اسم مبارك آن حضرت ، و در ( مناقب ) مروى است كه فرمود اسم مرا بگذارید و كنیه مرا نگذارید.
ششم ـ حرمت بردن نام آن جناب چنانكه گذشت .
هفتم ـ ختم وصایت و حجت در روى زمین به آن حضرت .
هـشـتـم ـ غـیـبـت از روز ولادت و سـپرده شدن به روح القدس و تربیت شدن در عالم نور و فضاى قدسى كه هیچ جزیى از اجزاء آن حضرت به لوث قذارت و كثافت و معاصى بنى آدم و شیاطین ملوث نشده و مؤ انست و مجالست با ملا اعلى و ارواح قدسیه .
نـهـم ـ عدم معاشرت و مصاحبت با كفار و منافقین و فساق به جهت خوف و تقیه و مدارات با آنـهـا هـمـانـا از روز ولادت تـا كـنـون دسـت ظالمى به دامنش نرسیده و با كافر و منافقى مصاحبت ننموده و از منازلشان كناره گرفته .
دهـم ـ نـبـودن بـیـعـت احـدى از جـبـارین در گردن آن حضرت ، در ( إ علام الورى ) از حـضـرت امـام حـسن علیه السلام روایت كرده كه فرموده نیست از ما احدى مگر آنكه واقع مى شـود در گـردن او بـیـعـتى طاغیه زمان او مگر قائمى كه نماز مى كند روح اللّه عیسى بن مریم علیه السلام خلف او.
یـازدهـم ـ داشـتـن در پـشـت عـلامـتـى مـثـل عـلامـت پـشـت مـبـارك حـضـرت رسـول خـدا صـلى اللّه علیه و آله و سلم كه آن را ختم نبوت گویند، و شاید در آن جناب اشاره به ختم وصایت باشد.
دوازدهـم ـ اخـتـصـاص دادن حـق تـعالى آن جناب را ار كتب سماویه و اخبار معراجیه از سایر اوصـیـاء علیهم السلام به ذكر او به لقب ، بلكه به القاب متعدده و نبردن نام شریفش .
سـیـزدهـم ـ ظـهور آیات غریبه و علامات سماویه و ارضیه براى ظهور موفورالسرور آن حـضـرت كـه براى تولد و ظهور هیچ حجتى نشده بلكه در ( كافى ) مروى است از جـنـاب صـادق عـلیه السلام كه آیات در آیه شریفه ( سَنُریهِمْ آیاتِنا فِى الا فاقِ وَ فى اَنْفُسِهِمْ حَتّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الْحَقُّ ) ؛یعنى زود بنماییم آنها را آیـات خـود در آفـاق و اطـراف و در تـن هـایشان تا روشن شود ایشان را كه آن حق است . تفسیر فرمو به آیات و علامات قبل از ظهور آن حضرت و تبین حق را به خروج قائم علیه السـلام و فـرمـود كـه آن حـق اسـت از نـزد خـداونـد عـز و جـل كـه مـى بـیـنـد آن را خـلق و لابد است از خروج آن جناب و آن آیات و علامات بسیار است بلكه بعضى ذكر كردند كه قریب به چهارصد است .
چـهاردهم ـ نداى آسمانى به اسم آن جناب مقارن ظهور؛ چنانچه در روایات بسیار وارد شده و عـلى بـن ابـراهـیـم در تـفـسیر آیه شریفه ( وَاسْتَمِعْ یَوْمَ یُنادِ الْمُنادِ مِنْ مَكانٍ قَریبٍ )  از حضرت صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود: منادى ندا مى كـند به اسم قائم و پدرش علیهما السلام . و در ( غیبت نعمانى ) مروى است از جناب باقر علیه السلام كه فرمود در خبرى پس ندا مى كند منادى از آسمان به اسم قائم علیه السلام پس مى شنود كسى كه در مشرق است و كسى كه در مغرب است نـمـى مـانـد خـوابیده اى مگر آنكه بیدار مى شود و نه ایستاده اى مگر آنكه مى نشیند و نه نـشـسـتـه اى مـگـر آنـكـه بـر مـى خـیـزد از خـوف آن صـدا از جـبـرئیل است در ماه رمضان در شب جمعه بیست و سوم . و بر این مضمون اخبار بسیار بلكه متجاوز از حد تواتر است و در جمله اى از آنها آن را از محتومات شمردند.
پانزدهم ـ افتادن افلاك از سرعت سیر و بطؤ حركت آنها؛ چنانچه روایت كرده شیخ مفید از ابـى بـصـیـر از حـضـرت باقر علیه السلام در حدیثى طولانى در سیر و سلوك حضرت قـائم عـلیـه السـلام تـا آنـكـه فـرمـود: پـس درنـگ مـى كـنـد بـر ایـن سـلطـنـت هـفـت سال مقدار هر سالى ده سال از این سالهاى شما، آنگاه احیاء مى كند خداوند آنچه را كه مى خـواهـد، گفت : گفتم فداى تو شوم ! چگونه طول مى كشد سالها؟ فرمود: امر مى فرماید خـداونـد فـلك را بـه درنـگ كـردن و قـلت حـركـت پـس بـراى ایـن طول مى كشد روزها و سالها، گفت : گفتم كه ایشان مى گویند اگر فلك تغییر پیدا كرد فـاسـد مـى شود یعنى عالم ، فرمود: این قول زنادقه است اما مسلمین پس راهى نیست براى ایـشان به این سخن و حال آنكه خداوند ماه را شق نمود براى پیغمبر خود صلى اللّه علیه و آله و سـلم و آفـتـاب را بـرگـردانـد بـراى یـوشـع بـن نـون و خـبـر داد بـه طول روز قیامت و اینكه آن مثل هزار سال است از آنچه شما مى شمردید.
شـانـزدهـم ـ ظـهـور مـصـحـف امـیـرالمـؤ مـنـیـن عـلیـه السـلام كـه بـعـد از وفـات رسـول خـدا صـلى اللّه عـلیـه و آله و سـلم جـمـع نـمـود بـى تـغـیـیـر و تـبـدیـل ، و دارا اسـت تـمـام آنـچـه را كـه بـر سـبـیـل اعـجـاز بـر آن حـضـرت نـازل شـده بـود و پس از جمع عرض نمود بر صحابه ، اعراض نمودند، پس آن را مخفى نـمـود و بـه حال خود باقى است تا آنكه بر دست آن جناب ظاهر شود و خلق ماءمور شوند كـه آن را بخوانند و حفظ نمایند و به جهت اختلاف ترتیب كه با این مصحف موجود دارد كه با او ماءنوس شدند حفظ آن را از تكالیف مشكله مكلفین خواهد بود
هـفـدهـم ـ سایه انداختن ابر سفید پیوسته بر سر آن حضرت و ندا كردن منادى در آن ابر بـه نـحـوى كـه بـشـنـود آن را ثـقـلیـن و خـافـقـیـن كـه او اسـت مـهـدى آل مـحـمّد علیهم السلام پر مى كند زمین را از عدل چنانكه پر شده از جور. و این ندا غیر از آن است كه در چهاردهم گذشت .
هـیـجـدهـم ـ بـودن مـلائكـه و جن در عسكر آن حضرت و ظهور ایشان براى انصار آن حضرت .
نـوزدهـم ـ تـصـرف نـكـردن طـول روزگـار و گـردش لیـل و نـهـار و سیر فلك دوار در بنیه و مزاج و اعضاء و قوى و صورت و هیئت آن حضرت بـه ایـن طـول عـمـر كـه تـاكـنـون هـزار و نـود و پـنـج سال از عمر شریف گذشته و خداى داند كه تا ظهور به كجاى از سن مى رسد، جوان ظاهر شـود در مرد سى یا چهل ساله باشد، و چون طویل الا عمار از انبیاى گذشته و غیر ایشان نباشد كه یكى هدف تیر پیرى ( اِنَّ هذا بَعْلى شَیْخا )  باشد، و دیـگـرى بـه نـوحـه گـرى ( اِنـّى وَهـَنَ الْعـَظـْمُ مـِنـّى وَاشْتَعَلَ الرَّاءْسُ شَیْبَا ) از ضعف پیرى خویش بنالد.
شـیـخ صدوق روایت كرده از ابوالصلت هروى ، گفت : گفتم به جانب رضا علیه السلام كـه چست علامت قائم شما چون خروج نماید؟ فرمود: علامتش آن است كه در سن پیر باشد و بـه صـورت جـوان تـا به مرتبه اى كه نظر كننده به آن حضرت گمان برد كه در سن چهل سالگى یا كمتر از چهل سالگى است .
بـیـستم ـ رفتن وحشت و نفرت است از میان حیوانات بعضى یا بعضى و میان آنها و انسان و بـرخـاسـتـن عـداوت از مـیـان هـمـه آنـهـا چـنـانـكـه پـیـش از كـشـتـه شـدن هابیل بود. از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام مروى است كه فرمود: اگر قائم ما خروج كـنـد صـلح شـود مـیـان درندگان و بهائم حتى اینكه زن راه مى رود میان عراق و شام نمى گـذارد پـاى خـود را مـگر بر گیاه و بر سر او زینتهاى او است به هیجان نمى آورد او را درنده و نمى ترساند او را.
بـیـسـت و یـكـم ـ بـودن جـمـعـى از مـردگـان در ركـاب آن حـضـرت ، شـیـخ مـفـیـد نقل كرده است كه بیست و هفت نفر از قوم موسى و هفت نفر از اصحاب كهف و یوشع بن نون و سلمان و ابوذر و ابودجانه انصارى و مقداد و مالك اشتر از انصار آن جناب خواهند بود و حـكـام مـى شـونـد در بـلاد.و روایـت شـده كـه هـركـه چـهـل صـبـاح دعـاى عـهد: اَللّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظیمِ را بخواند از انصار آن حضرت باشد و اگـر پـیـش از آن حـضرت بمیرد بیرون آورد او را خداوند از قبرش كه در خدمت آن حضرت باشد.
بـیـسـت و دوم ـ بـیـرون كـردن زمین ، گنج ها و ذخیره هایى را كه در او پنهان و سپرده شده .
بـیـست و سوم ـ زیاد شدن باران و گیاه و درختان و میوه ها و سایر نعم ارضیه به نحوى كـه مـغـایـرت پـیـدا كـنـد حـالت زمـیـن در آن وقـت بـا حالت آن در اوقات دیگر و راست آید قـول خـداى تـعـالى : ( یـَوْمَ تـُبـَدِّلُ الاَرْضُ غـَیـْرَ الاَرْضِ ) .
بـیـست و چهارم ـ تكمیل عقول مردم به بركت وجود آن حضرت و گذاشتن دست مبارك بر سر ایـشـان و رفـتـن كـینه و حسد از دلهایشان كه طبیعت ثانیه بنى آدم شده از روز كشته شدن هـابـیـل تـاكنون و كثرت علوم و حكمت ایشان علم قذف شود در دلهاى مؤ منین پس محتاج نمى شـود مـؤ مـن بـه عـلمـى كـه در نـزد بـرادر او اسـت ، و در آن وقـت ظـاهـر مـى شـود تـاءویـل ایـن آیه شریفه ( یُغْنِ اللّهُ كُلا مِنْ سَعَتِهِ ) .
بـیـسـت و پنجم ـ قوت خارج از عادت در دیدگان و گوشهاى اصحاب آن حضرت به حدى كـه بـه قـدر چهار فرسخ از آن حضرت دور باشند حضرت با ایشان تكلم مى فرماید و ایشان مى شنوند و نظر مى كنند به سوى آن جناب .
بـیـسـت و ششم ـ طول عمر اصحاب و انصار آن حضرت ، روایت شده كه عمر مى كند مرد در ملك آن جناب تا اینكه متولد مى شود براى او هزار پسر.
بیست و هفتم ـ رفتن عاهات و بلایا و ضعف از ابدان انصار آن حضرت .
بـیـسـت و هشتم ـ دادن قوت چهل مرد به هر یك از اعوان و انصار آن حضرت و گردیده شود دلهـاى ایـشـان مـانـنـد پـاره آهـن كـه اگـر خـواسـتـنـد بـه آن قـوت ، كـوه را بـكنند خواهند كند
بـیـسـت و نـهـم ـ اسـتغفاى خلق به نور آن جناب از نور آفتاب و ماه ؛ چنانكه روایت شده در تفسیر آیه شریفه ( وَ اَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنُورِ رَبِّها )  آنكه مربى زمین امام زمان است صلى اللّه علیه و على آبائه .
سى ام ـ بودن رایت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم با آن جناب
سى و یكم ـ راست نیامدن زره حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلم مگر بر قد شریف آن حضرت و بودن آن بر بدن آن حضرت هـمـچـنان كه بر بدن مبارك حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله و سلم بوده .
سى و دوم ـ از براى آن جناب است ابرى مخصوص كه خداى تعالى آن را براى آن حضرت ذخـیـره كـرده كـه در آن است رعد و برق پس حضرت سوار مى شود بر آن پس مى برد آن حضرت را در راه هاى هفت آسمان و هفت زمین .
سى و سوم ـ برداشته شدن تقیه و خوف از كفار و مشركین و منافقین و میسر شدن بندگى كـردن خـداى تـعالى و سلوك در امور دنیا و دین حسب نوامیس الهیه و فرامین آسمانیه بدون حـاجـت بـه دسـت بـرداشـتـن از پـاره اى از آنـهـا از بـیـم مـخـالفـیـن و ارتـكـاب اعمال ناشایسته مطابق كردار ظالمین ؛ چنانچه خداى تعالى وعده فرموده در كلام خود:
( وَعـَدَ اللّهُ الَّذیـن آمـَنـُوا وَ عـَمـِلُوا الصـّالِحاتِ مِنْكُمْ لِیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الاَرْضِ كَمَا اسـْتـَخـْلَفَ الَّذیـنَ مـِنْ قـَبـْلِهِمْ وَ لِیُمَكِنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ امِنا یَعْبُدُونَنى لایُشْرِكُونَ بى شَیئا ) .
وعـده دادن خـداى تـعـالى آنـان را كـه ایمان آورده اند از شما و كردند كارهاى شایسته كه هـرآینه البته خلیفه گرداند ایشان را چنانچه خلیفه گردانید آنان را كه بودند پیش از ایشان و هرآینه البته متمكن خواهد كرد براى ایشان دین ایشان را كه پسندید براى ایشان و هرآینه البته تبدیل خواهد كرد مر ایشان را از پس ترس ایشان ایمنى كه بپرستند مرا و شریك قرار ندهند براى من چیزى را.
سى و چهارم ـ فرو گرفتن سلطنت آن حضرت تمام زمین را از مشرق تا مغرب و برّ و بحر و معموره و خراب و كوه و دشت ، نماند جایى كه حكمش جارى و امرش نافذ نشود و اخبار در ایـن مـعـنـى مـتـواتـر اسـت ( وَ لَهُ اَسـْلَمَ مـَنْ فـِى السَّمواتِ وَ الاَرْضِ طَوْعَا وَ كَرْها ) .
سـى و پـنـجـم ـ پـر شـدن تـمام روى زمین از عدل و داد چنانكه در كمتر خبر الهى یا نبوى خاصى یا عامى ذكر یا از حضرت مهدى علیه السلام شده كه این بشارت و این منقبت براى آن جناب مذكور نباشد در آن .
سى و ششم ـ حكم فرمودن آن حضرت در میان مردم به علم امامت و نخواستن بینه و شاهد از احدى مثل حكم داود و سلیمان علیهما السلام .
سـى و هـفـتـم ـ آوردن احـكـام مـخـصـوصـه كـه تـا عـهـد آن حـضرت ظاهر و مجرى نشده بود مـثـل آنـكـه پیرزنى و مانع زكات را مى كشد و میراث دهد برادر را از برادرش در عالم ذرّ، یـعنى هر دو نفر كه در آنجا در میانشان عقد اخوت بسته شد در اینجا از یكدیگر میراث مى بـرنـد. و شـیخ طبرسى رحمه اللّه روایت كرده كه آن جناب مى كشد مرد بیست ساله را كه علم دین و احكام مسایل خود را نیاموخته باشد.
سـى و هـشـتـم ـ بـیـرون آمدن تمام مراتب علوم چنانچه قطب راوندى در ( خرائج ) از جناب صادق علیه السلام روایت كرده كه فرمود: علم بیست و هفت حرف است پس جمیع آنچه پیغمبران آوردند دو حرف بود و نشناختند مردم تا امروز غیر از این دو حرف را، پس هرگاه خـروج كـرد قـائم مـا عـلیـه السلام بیرون آورد بیست و پنج حرف را پس پراكنده مى كند آنـهـا را در مـیـان مـردم و ضم مى نماید به آن دو حرف دیگر را تا آنكه منتشر مى فرماید تمام بیست و هفت حرف را.
سـى و نـهـم ـ آوردن شـمـشـیـرهاى سمائى براى انصار و اصحاب آن حضرت .
چهلم ـ اطاعت حیوانات ، انصار آن حضرت را.
چـهـل و یـكـم ـ بـیـرون آمـدن دو نفر از آب و شیر پیوسته در ظهر كوفه كه مقرّ سلطنت آن حـضـرت اسـت از سـنـگ جـنـاب موسى علیه السلام كه با آن حضرت است ؛ چنانچه در ( خرائج ) مروى است از حضرت باقر علیه السلام كه فرمود: چون قائم علیه السلام خـروج كـنـد و اراده مـكه نماید كه متوجه كوفه شود منادى آن حضرت ندا كند آگاه باشید كـه كـسـى حـمل نكند طعامى و نه آبى و حمل نماید حجر موسى را كه جارى شده بود از آن دوازده چـشـمـه آب پـس فـرمـود: نـمـى آیند در منزلى مگر آنكه نصیب مى فرماید آن را پس جارى مى شود از آن چشمه ها پس هركه گرسنه باشد سیر مى شود و هركه تشنه باشد سیراب مى گردد پس آن سنگ توشه ایشان است تا وارد نجف شوند پشت كوفه پس چون فـرود آمـدنـد در ظـهـر كـوفه جارى مى شود از آن پیوسته آب و شیر پس هركه گرسنه باشد سیر مى شود و هركه تشنه باشد سیراب مى گردد.
چـهـل و دوم - نـزول حـضـرت روح اللّه عـیسى بن مریم علیه السلام از آسمان براى یارى حضرت مهدى علیه السلام و نماز كردن حضرت علیه السلام در خلف آن جناب ؛ چنانكه در روایات بسیار وارد شده بلكه خداى تعالى آن را از مدائح و مناقب آن جناب شمرده ؛ چنانكه در ( كـتـاب مـخـتصر (بصائر الدرجات ) ) حسن بن سلیمان حلى مروى است در خبر طولانى كه خداوند تبارك و تعالى به رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود در شـب مـعـراج كـه عـطـا فـرمـودم بـه تـو اینكه بیرون بیاورم از صلب او یعنى على علیه السـلام یـازده مـهـدى كـه هـمـه از ذریـه تـو بـاشـنـد از بـكـر بـتـول ، آخـر مرد ایشان نماز مى كند در خلف او عیسى بن مریم علیه السلام ، پر مى كند زمین را از عدل چنانچه پر شده از ظلم و جور، به او نجات مى دهم از مهلكه و هدایت مى كنم از ضلالت و عافیت مى دهم از كورى و شفا مى دهم به او مریض را.
چهل و سوم ـ قتل دجّال لعین كه از عذابهاى الهى است براى اهل قبله چنانچه در تفسیر على بن ابراهیم مروى اسـت از جـنـاب بـاقـر عـلیـه السلام كه تفسیر فرموده عذاب در آیه شریفه : ( قُلْ هُوَ الْقـادِرُ عـَلى اَنْ یـُبـْعـَثَ عـَلَیـْكـُمْ عـَذابـا مـِنْ فـَوْقـِكـُمْ ) بـه دجـال و صـیـحـه و فـرمـودنـد: هـیـچ پـیـغـمـبـرى نـیامد مگر آنكه ترساند مردم را از فتنه دجال .
چـهـل و چـهـارم ـ جـایـز نـبـودن هـفت تكبیر بر جنازه احدى بعد از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام جز بر جنازه آن حضرت ؛ چنانكه در حدیث وفات حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام و وصیت آن حضرت به امام حسن علیه السلام ذكر شد.
چـهـل و پـنـجـم ـ بـودن تـسبیح آن حضرت است از هیجدهم ماه تا آخر ماه ، بدان كه از براى حـجج طاهره علیهما السلام تسبیحى است در ایام ماه : تسبیح پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و سـلم در روز اول مـاه اسـت ، تـسـبـیـح امـیـرالمـؤ منین علیه السلام در روز دوم ماه ، تسبیح حـضرت زهراء علیها السلام در روز سوم ماه ، و به این ترتیب تسبیح باقى ائمه علیهم السلام است تا حضرت امام رضا علیه السلام كه تسبیح آن حضرت در دهم و یازدهم است ، و تسبیح حضرت جواد علیه السلام در دوازدهم و سیزدهم است ، و تسبیح حضرت هادى علیه السلام ، در چهاردهم و پانزدهم است ، و تسبیح حضرت عسكرى علیه السلام در شانزدهم و هـفـدهم است ، و تسبیح حضرت حجت علیه السلام در هیجدهم ماه است تا آخر ماه ، و تسبیح آن حضرت این است :
( سـُبـْحـانَ اللّهِ عـَدَدَ خـَلْقـِهِ، سـُبْحانَ اللّهِ رِضا نَفْسِهِ، سُبْحانَ اللّهِ مِدادَ كَلِماتِهِ، سُبْحانَ اللّهِ زَنَةَ عَرْشِهِ، وَالْحَمْدُللّهِ مِثْلَ ذلِكَ ) .
چـهـل و شـشم ـ انقطاع سلطنت جبابره و دولت ظالمین در دنیا به وجود آن جناب كه دیگر در روى زمـیـن پـادشـاهـى نـخـواهـنـد كـرد، و دولت آن حـضـرت مـتـصـل شـود بـه قـیـامت یا به رجعت سایر ائمه علیهم السلام یا به دولت فرزندان آن حضرت ، و نقل شده كه حضرت صادق علیه السلام مكرر به این بیت مترنم بود:
لِكُلِّ اُناسٍ دَوْلَةٌ یَرْقُبُونَها
وَ دَوْلَتُنا فى آخِرِ الدَّهْرِ یَظْهَرُ
منبع» منتهی الامال مرحوم حاج شیخ عباس قمی




نوع مطلب :
برچسب ها : منتهی الامال مرحوم حاج شیخ عباس قمی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 خرداد 1392 06:22 ب.ظ
آیا بالاخره راهی برای کسب درآمد از اینترنت وجود دارد ؟؟؟ یک راه مطمئن و درآمدزا برای کسانیکه مایلند از صفر شروع نموده و از هیچ به همه چیز برسند درآمد بسیار زیاد , آسان , مطمئن و قانونی برای صاحبان سایتها , وبلاگها و بازاریابها با هر بازدید و سابقه فعالیتی که دارید به گروه ما بپیوندید >>> و طعم واقعی پول اینترنتی را حس کنید برای کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه کنید
پنجشنبه 30 خرداد 1392 06:13 ب.ظ
http://shahreahrimani.mihanblog.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هادی الماسی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


-_ !News _-

پخش زنده حرم مهدویت امام زمان (عج)
دعای فرج حدیث موضوعی سوره قرآن
زیارت عاشورا جنگ دفاع مقدس آیه قرآن