تبلیغات
عطر گل یاس - قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ
عطر گل یاس
الهم عجل الولیک الفرج
قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ
    سوره : البقرة آیه : 32
    ترجمه فولادوند
    گفتند: «منزهى تو! ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى، هیچ دانشى نیست تویى داناى حكیم.»

تفسیر مجمع البیان
ترجمه‏
30. و [بیادآور] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در زمین جانشینى قرار خواهم داد»؛ [فرشتگان‏] گفتند: «[پرودگارا!] آیا كسى را در آن قرار مى‏دهى كه در آن تباهى كند و خونها بریزد؟! با اینكه ما با ستایش تو [تو را] تنزیه مى‏كنیم؛ و تو را تقدیس مى‏كنیم؛ [خدا] فرمود: «من [ از اسرار آفرینش‏] چیزى مى‏دانم كه شما نمى‏دانید.»
31. و خداوند همه [معانى و مفاهیم‏] نامها را به آدم آموخت؛ آنگاه آنها را بر فرشتگان [نمایاند و] عرضه كرد و فرمود: «اگر راست مى‏گویید، از نامهاى اینها به من خبر دهید.»
32. گفتند: «تو [پاك و] منزّهى! ما جز آنچه [خود] به ما آموخته [و ارزانى داشته‏] اى، هیچ دانشى نداریم؛ و تویى تو آن داناى فرزانه.»
نگرشى بر واژه‏ها
«ربّ» به‏معناى بزرگ، آقا و صاحب است؛ و هنگامى كه بدون قید بكار رود، به آفریدگار و تدبیرگر امور هستى گفته مى‏شود.
«ملائكه» جمع «مَلَكْ» به‏معناى «فرشته» است.
«جعلنا» از «جعل» گرفته شده و به‏معناى «قراردادن و پدیدآوردن» است.
«خلیفه» به‏معناى «پیشوا و جانشین» است.
«یَسفك‏الدّماء» به‏معناى «خونها را مى‏ریزد» آمده است. «دماء» جمع «دم» به‏معناى «خون» است و «یسفك» از «سفك» به‏معناى «ریختن» گرفته شده است.
«نسبّح» خداى را ستایش مى‏كنیم و از هر عیب و بدى و پلیدى و نقص، پاك و منزّه مى‏شماریم.
«آدم» نخستین انسان و پدر این مردم است كه خداوند او را آفرید.
«عرضهم» از عرض گرفته شده و به‏معناى «نمایاندن» و «نمایش‏دادن» است.
«انبؤنى» از «انباء» گرفته شده و به‏معناى «اعلان» و «آگاهى‏دادن» و «خبررساندن» است. واژه «نبى» و «نبوّت» نیز از این مادّه گرفته شده است.
«حكیم» به‏معناى «فرزانه» و «دانشور» است؛ همچنین به‏معناى حكمت كه همان دانش و بینش است، آمده؛ و به فردى گفته مى‏شود كه كار را بر اساس دانش و تدبیر و هدفدارى انجام مى‏دهد.
تفسیر

«و اذ قال ربّك للملائكه انّى جاعلٌ فى‏الارض خلیفة»
و [بیاد آور] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: من در زمین جانشینى خواهم گماشت‏
در اینكه منظور از «خلیفه»، «آدم» است، كسى تردید ندارد؛ امّا در این مورد كه چرا خدا او را بعنوان خلیفه و جانشین خواند، دیدگاهها متفاوت است:
1. عدّه‏اى معتقدند كه این عنوان بدان جهت است كه «آدم» نماینده و خلیفه خدا در زمین است.
2. برخى مى‏گویند: خطاب آدم با این عنوان بدان دلیل است كه او جانشین فرشتگان یا جنّیانى است كه پیشتر در زمین مسكن داشتند.
3. حسن بصرى مى‏گوید: خداوند بدان جهت «آدم» را «جانشین» خود خواند كه فرزندان او هر كدام پس از پدر خویش، در آباد كردن زمین و برپاداشتن عدل و داد، جانشین پدرشان مى‏شوند.

كدام زمین؟
منظور از «فِى‏الْاَرض» در این آیه شریفه، كدام زمین است؟
از پیامبر گرامى (ص) نقل كرده‏اند كه زمین از «مكّه» گسترش یافت؛ و به همین دلیل به آنجا «امّ‏القرى» گفته شده است. با این بیان، ممكن است منظور از واژه «ارض»، سرزمین مكّه باشد.

«قالوا تجعل فیها من یفسد فیها و یسفك‏الدّماء»
فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا در زمین كسانى را پدید مى‏آورى كه كارشان تباهى و خونریزى است؟
در اینكه فرشتگان از كجا و از چه راهى به این موضوع پى‏بردند، نظرهایى ارائه‏شده است:
1. بسیارى از مفسّران برآنند كه: پیش از آدم و نسل او، موجوداتى چون جنّیان روى زمین زندگى مى‏كردند و مرتكب گناه و تباهى مى‏شدند، و خداى آنان را ازطریق فرشتگان راند؛ و اینك با این سابقه ذهنى است كه مى‏پرسند: آیا نسل آدم نیز بسان آنها به تباهى و خونریزى دست مى‏زند؟
2. گروهى نیز گفته‏اند كه پرسش آنان، تنها براى دریافت حقیقت بود، نه اینكه در اندیشه چون و چرا باشند.
3. ابن عبّاس مى‏گوید: خدا به فرشتگان فرموده بود كه از نسل این آدم، كسانى خواهند آمد كه دست به تباهى و خونریزى خواهند زد. و پس از آفرینش آدم، فرشتگان پرسیدند: آیا این همان آدم است؟
4. پاره‏اى از قرآن‏پژوهان نیز گفته‏اند: در این آیه شریفه، فرازى در تقدیر است و اصل آن اینگونه است: من در زمین جانشینى پدید خواهم آورد [و مى‏دانم كه از نسل او كسانى خواهند بود كه دست به تبهكارى و خونریزى خواهند زد]. و آنگاه بود كه فرشتگان پرسیدند: آیا ما كه جز عبادت و تقدیس پروردگار خویش، به چیزى نمى‏اندیشیم، زیبنده آن نیستیم كه در روى زمین جانشین باشیم؟

«و نحن نسبّح بحمدك و نقدّس لك»
منظور از تسبیح فرشتگان، همان ستایش خدا و سپاسگزارى از اوست؛ چرا كه ستایش و سپاس درحقیقت اعتراف عمیق و همه‏جانبه به این حقیقت است كه خدا بلندمرتبه و پرشكوه است، ستایش و سپاس از آن اوست، و او از پندارها و نقایص و عیوب، پاك و منزّه است.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : هادی الماسی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


-_ !News _-

پخش زنده حرم مهدویت امام زمان (عج)
دعای فرج حدیث موضوعی سوره قرآن
زیارت عاشورا جنگ دفاع مقدس آیه قرآن